077 عزیزترین پنجره
نویسنده : مدیر سایت    
شنبه 13 بهمن 1397
    
بازدید: 91
    
زبان : فارسی
    


یه روز به مادر بزرگم که خیلی به صبح خیزی اصرار داشت، گفتم بی بی شما همیشه می گید صبح ها زود از خونه بزنید بیرون که خدا روزی رو صبح زود تقسیم می کنه. مادر بزرگ داشت خوشه های انگوری که شسته بود رو توی ظرف سفالی می گذاشت. با سر حرف من رو تایید کرد. ادامه دادم: یعنی شما می گید کسی که صبح زود بیدار نشه، رزق و روزی گیرش نمیاد؟



  نظراتـــــ