روز جهانی گردشگری
نویسنده : مدیر سایت    
چهار شنبه 5 مهر 1402
    
بازدید: 188
    
زبان : فارسی
    

داستانِ گردشگری و گردشگریِ داستان


به‌ بهانۀ روز جهانی گردشگری و جهانگردی






یکی از ویژگی‌های داستان؛ تبدیل آدم‌های معمولی به افراد خاص، مکان عادی‌ به جای ویژه و اتفاق‌های ساده و پیش پا افتاده به رویدادهای یگانه و برجسته است.
داستان؛ یگانگی می‌آفریند، جان می‌بخشد، هویت می‌دهد و اندیشه‌ها را به هم نزدیک می‌سازد. داستان خلق ماندگاری است، آفرینش جاودانگی و بنا نهادن بنای همیشگی.
خانۀ داستان ویرانی ندارد و خانۀ با داستان را خرابی نخواهد بود. دستان ویران‌گر را به ستون‌های داستان دسترس نیست چرا که پایه‌های داستان در اندیشه‌ها  ریشه می‌دواند و دمی والاتر از تاریخ شاخه می‌گستراند.
امروز روز جهانی گردشگری است؛ صنعتی که نقش بی‌بدیلی در اقتصاد جهان دارد و در کشور ما صنعتی چالش‌مند است و رنجور!
پرستاران و تیمارداران این بیمار نزار؛ راهنمایان گردشگری هستند و تلاشگران حوزۀ گردشگری و جهانگردی. کسانی که به شیوه‌ای می‌کوشند که میراث و دست‌آوردهای گردشگری این مرز و بوم را نگاه دارند و در شناساندنش به دیگران بکوشند. چه فرق دارد گردشگری که می‌آید داخلی باشد یا خارجی؛ به دنبال جاذبه‌های فرهنگی آمده باشد یا برای طبیعت گردی، تجارت، خوراک، مذهب، ورزش، هنر یا به‌دنبال گردشگری سلامت!
آن پرستاران؛ عُمرشان را وقف کرده‌اند تا در برابر نامهربانی‌ها ایستادگی کنند و نگذارند داستان گردشگری به فراموشی سپرده شود.
نابخردانِ سودجویِ عافیت‌طلب و منفعت‌خواه کلنگ و تبرشان را تیز کرده‌اند و در کمین نشسته‌اند که چشمان این دیده‌بانان بی‌مزد و بی‌ادعا لحظه‌ای به خواب درآید یا آوایشان دمی در هیاهو گم شود تا درخت آرزوها را سرببرند و خانه‌های تاریخ را تاریک سازند.
کسی که بیل نزده باشد دلش از کلنگ زدن نمی‌لرزد، شخصی که نهال نکاشته باشد ترسی از بریدن درخت کهن‌سال ندارد، کسی که بره‌آهو را شیر نداده باشد از نگاه بیم‌زدۀ ماده آهو شرمی نیست و او که آجر بر آجر نگذاشته باشد به‌سادگی پُتک بر پُتک می‌نوازد.
بر ماست که زیر تیغ سوزان آفتاب کویر؛ پیاله‌ای آب پای درخت تشنۀ گردشگری بریزیم. به نگاهی، سلامی و همراهی با توری ساده از مکانی نزدیک، به استفاده از خدمات راهنمایان نجیب گردشگری که در اماکن تاریخی و دیدنی ما را انتظار می‌کشند تا با کلامی صمیمی هویت را به ما باز بشناسانند، به نوشیدن فنجانی چای یا خوردن لقمه‌ای نان در اقامت‌گاه یا رستوران و مهمان‌خانه‌ و بوم‌گردی‌ها، به سر بر بالش هتلی نهادن!
این برگ ریشه خواهد زد اگر دمی در آب بیاساید، ریشه‌ای در ژرفای تاریخ به گستردگی جغرافیا به بلندای ارج ایران‌زمین.

مهدی میرعظیمی
۵ مهر ۱۴۰۲
شیراز



  نظراتـــــ