• روز پزشک
  • خبرنگار روز خبرنگار

گردن

اوّلش تکراری است ولی آخرش نه. اصلاً انگار اولِ همۀ کارها تکراری است، اولِ همۀ اتفاق‌های خوب و بد. لطفاً قبل از این‌که شروع به خواندن کنی، چِک کن ببین گردنت سر جایش هست؟ ببین گردنت سر را نگه داشته یا نه؟ حالا فکر کن ببین از روز تولدت تا به‌حال چند بار به این موضوع فکر کرده بودی و چند بار بررسی کرده بودی که گردنت سر جایش هست یا نه؟ نمی‌دانم چرا اما امروز افتادم به فکر گردن. می‌دانی؛ گردن خیلی مظلوم است. اصلاً به فکرش نیستیم. نه آرایشش می‌کنیم نه پیرایش. نه توی آینه نگاهش می‌کنیم نه توی شیشه! (گلو با گردن فرق دارد). انگار گردن باید از اوّل عمر تا آخر، بی‌مُزد و مَواجب کلّۀ ما را بگیرد روی دوشش. هر چند که پوک باشد! تمام ابهت و غرور ما هم به گردنِ افراشتۀ ماست. همین که گردن ضعیف شود، سر پایین می‌افتد و ما خِجِل می‌شویم جلوی کس و ناکس. گردن که کلّه را وِل کند، آدم شرمنده می‌شود، عزادار می‌شود، می‌میرد. باید یکی بیاید و به ما هی بزند و بگوید؛ گردنت را محکم بگیر. هوای گردنت را داشته باش! تا سر بیاید بالا. تا غرور زنده شود. تا اعتماد به نفس بیاید. تا عزت بیاید. تا سلامتی ریشه بدواند. یادت هست آن‌موقع‌ها که پسِ‌گردنی می‌زدند به کسی؟ وای از پسِ‌گردنی! غرورش خُرد می‌شد ولی کلّه را وِل نمی‌کرد! پسِ‌گردنی هم چیز تلخ و بدی بود، اما باز هم به معرفت گردن، هیچ‌وقت نگذاشت کلّه ولو شود؛ حتی اگر پوک بود! کلّه؛ طُفیل گردن بوده و هست! فکر کردید نمی‌فهمم؟ همین حالا هم اگر نوروزمان نوروز مانده و عیدمان عید، اگر زندگی‌مان هنوز جریان دارد، اگر صبح که از خواب بیدار می‌شویم فکرمان گیرِ صبحانه است و ظهر ناهار؛ از صدقه‌سری همین گردن است! خدا آن‌روز را نیاورد که گردن خم شود، که گردن خواب برود، که گردن بی نا شود. .......... سید مهدی میرعظیمی ویرایش 14 اَمُرداد 1400 .......... یادمان جانفشانی بی‌دریغ اصحاب درمان که با تمامی ناملایمتی و بی‌مبالاتی‌ها دست از تلاش نکشیدند.
انتشارت یک صفحه ای کتاب کرونا کادر درمان
نویسنده و ایده‌پرداز کتاب یک صفحه‌ای در شیراز متولد شد. او معتقد است که می‌توان باساده‌سازی مفاهیم پیام‌های مفید را به‌صورت غیرمستقیم در ضمیر مردم نهادینه کرد، او که خود، نویسنده داستان‌ها و روایت‌های کتاب یک‌صفحه‌ای است، آموزش از رهگذر داستان را از ستوده‌ترین شگردها برای اصلاح فرهنگ عمومی‌ می‌داندو در این زمینه کتاب یک‌صفحه‌ای را رسانه‌ای می‌داند که فراتر از ترویج کتابخوانی، رسالتی دیگرگونه برای ارتقاء و اصلاح فرهنگ عمومی بر عهده دارد. از سویی داستان همواره برای عموم مخاطبان جذاب است و از دیگر سو، ظرفیت و توانایی تولید داستان‌های کوتاه با توجه به ذائقه فرهنگی مردم وجود دارد و با پرورش آن می‌توان حلقه‌ای متشکل از نویسندگان جوان و نوجوان را تشکیل داد که محتوای اصلی کتاب‌ها را تامین کنند.
@ MehdiMirAzimi